تبلیغات
خاطرات ماه كوچك - فقط ترجمه...
 
این نیز بگذرد....

فقط ترجمه...

نوشته شده توسط :ماه كوچك
جمعه 21 آبان 1389-01:17 ق.ظ

صبح می خواستم یه پست کامل بنویسم که اینترنت یهو قطع شد... واسه همین گذاشتمش برای شب که همین الان رسیدم خونه و اونقدر خسته ام که نای نوشتن مطلب رو ندارم... فقط چون به دوست خوبم حامد خان قول داده بودم ترجمه  یا برداشت من از ترانه ی پست قبلی رو می ذارم

به نظر می آید این عالی ترین چیز برای من و تو باشد
این بسیار طعنه آمیز است که تو همان هستی که من تصور می کردم باشی
اما حقایقی در زندگی ما وجود دارد
که ما نمی توانیم تغییر کنیم
تنها به من بگو که تو شبیه من می فهمی و احساس می کنی
یک عشق عالی که من در ذهنم خلق کرده ام
من هزار بار زندگی خواهم کرد
در هر کدام تو در کنار من خواهی بود
اما هنوز ما یکدیگر را کمتر در یک شرایط عالی یافته ایم
و بنابراین به نظر می رسد که ما هرگز شانس دوباره ای نخواهیم داشت
مسخره نیست که احساساتی داری که نمی توانی آنها را انکار کنی
و نمی توانی ادامه دهی حتی وقتی که سعی می کنی
این غریبه نیست وقتیکه تو احساساتی را داری که نباید داشته باشی
و من آرزو می کنم این حقیقی باشه
این مسخره نیست که چطور لحظات می تونن زندگی ات رو تغییر بدن
و تو نمی خواهی با آنها روبرو بشی حتی اگه درست باشن یا غلط
این غریبه نیست که چطور ایمان می تونه بخشی رو در قصه ی قلب تو بازی کنه

گاهی اوقات فکر می کنم که عشق حقیقی هرگز نمی تونه وجود داشته باشه
من تنها به بعضی لحظات معنی دار برایم معتقدم
زندگی می تونه بی رحم تر از اون چیزی باشه که میشه بیانش کرد
و من فکر نمی کنم بتونم دوباره با اون روبرو بشم
من به سختی تو رو می شناسم اما برخی اوقات حس می کنم درکت می کنم
یک عشق عمیق که در تو یافته ام
و من بیش از این شکی ندارم
تو قلب من رو لمس کردی و تمام نقشه های من رو جایگزین کردی
و حالا احساس می کنم و دیگه ترسی نخواهد بود.
مسخره نیست که احساساتی داری که نمی توانی آنها را انکار کنی
و نمی توانی ادامه دهی حتی وقتی که سعی می کنی
این غریبه نیست وقتیکه تو احساساتی را داری که نباید داشته باشی
و من آرزو می کنم این حقیقی باشه
این مسخره نیست که چطور لحظات می تونن زندگی ات رو تغییر بدن
و تو نمی خواهی با آنها روبرو بشی حتی اگه درست باشن یا غلط
این غریبه نیست که چطور ایمان می تونه بخشی رو در قصه ی قلب تو بازی کنه

من قلبم رو قفل کرده بودم
اما تو آزادش کردی
هیجانی که احساس کردم
من رو به جایی که باید باشم برگردونده بود
من تو رو روندم
اما تو هنوز با من هستی 
من حدس می زنم که این
آنچه بین من توست باید این معنی را بدهد...

به مخاطب خاص نوشت: کل متن ترانه را از سر بخوان.... اما هر گونه می خواهی باور کن...

به خدای مهربون نوشت: دلم آغوش امن ایمان کودکی ها رو می خواد... وقتی که از چشم های سبز در شب تاریک می ترسیدم و به خودم قوت قلب می دادم که تو هیچوقت نمی ذاری بلایی سرم بیاد... به اینکه من یه بنده ی خوب برای توام... به اینکه من هنوز بچه ام و تو نمی ذاری هیچکی به بچه ها صدمه بزنه... دلم برای ایمان کودکی هایم تنگ شده.... 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:


كد تقویم

Check Page Rank of your Web site pages instantly:

This page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service

كد آهنگ ابی
پوست شیر

free counters





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس