تبلیغات
خاطرات ماه كوچك - ناز کم کن.....
 
این نیز بگذرد....

ناز کم کن.....

نوشته شده توسط :ماه كوچك
شنبه 22 آبان 1389-01:56 ق.ظ

 
صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت
ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت
گل بخندید که از راست نرنجیم ولی 
هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت
حس می کنیم امروز زیر قولمان زدیم... امروز روز شلوغی بود... از اولش که کلی کار و بار کردیم تا راهی کلاس شدیم توی کلاس هم همه چیز شلوغ بود... بعد کلاس هم رفتیم بدمینتون بازی کردیم که باز هم شلوغ بود.. و بعدش خونه ی آفتابگردون من و تو1 آکادمی گوگوش رو دیدیم که باز هم شلوغ بود... تازه خیلی از شلوغی ها مثل بازی با ببری... خوردن پیتزای مرغابی زیبا... بچه هایی که بزرگترا اذیتشون می کردن... درست کردن کوکوی کدوی سه نفره...آواز خواندن با صدای بلند... و ... را نگفتیم...اما امروز زیر قولمان زدیم... قول داده بودیم دلخور نشویم... اما امروز شدیم... قول داده بودیم بدقلقی نکنیم .. اما کردیم... قول داده بودیم که از راست نرنجیم که رنجیدیم... اما الان که فکر می کنم ناخواسته زیر قولم زدم....

به مخاطب خاص نوشت: وقتی همه ی حرفاتو تو ماشین زدی... وقتی اونهمه حرف بد و سخت رو به زبون آوردی ... وقتی اون نتیجه گیری وحشتناک رو کردی... هیچی نگفتم... ساکت بودم... چون دلم نمی خواست صدای بغض کرده ام رو بشنوی... اما عزیزدلم الان می خوام چیزایی رو بهت بگم که شاید هیچ دختری به هیچ پسری نمی گه... من می گم... قبول که تو تنهایی ات رو بیشتر از من دوست داری.... قبول که گاهی از بودن در کنار ما کلافه می شی... قبول که اقتضای سنمون شور و حال عشق نیست... همه ی اینها قبول... من اما از راست تو رنجیده ام... از بیان چیزهایی که می دونی من قبولشون دارم اما قبولشون سخته... بهت گفتم اینکه روی یه زخم رو دوباره و دوباره بکنی کمکی به درمونش نمی کنه... بلکه یه کاری می کنه جای زخم تا همیشه بمونه... از همه ی اینها که بگذریم...تو امروز خیلی جاها فوق العاده بودی.... به جز یکی دو کلام ناراحت کننده در کل همه چیز عالی عالی عالی بود... و اگه من واسه همون یکی دو کلام بی انصافی کردم و به قول خودت قهر کردم و به قول خودم تو لاک خودم فرو رفتم... شاید بی انصافی من بوده...  مهم نیست که می گی .... تو خراب من آلوده نشو.. غم این پیکر فرسوده نخور.... من همیشه به این معتقدم که ... هنوزم ما می تونیم خورشید و از پشت ابر صدا کنیم... نمی تونیم... می تونیم بهارو با زمین سوخته آشنا کنیم.....هم شب و هم گریه ایم درد تو درد منه... بگو هم غصه بگو دیگه وقت گفتنه... بغض ما نمی تونه این سکوتو بشکنه... مردم از دست سکوت .. یکی فریاد بزنه...

به خدای مهربون نوشت: کمکم کن کمکم کن نذار این گمشده از پا دربیاد... کمکم کن کمکم کن خرمن رخوت من شعله می خواد.....

به مخاطب خاص نوشت 2: گوشمان باید با در افشانی شما تا بحال خوب شده باشد... اما گویا میزان درمانتان کافی نبود ما به فیزیوتراپی بیشتر نیاز داریم.....




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:


كد تقویم

Check Page Rank of your Web site pages instantly:

This page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service

كد آهنگ ابی
پوست شیر

free counters





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس