تبلیغات
خاطرات ماه كوچك - بازی خوابی وبلاگی- قسمت اول
 
این نیز بگذرد....

بازی خوابی وبلاگی- قسمت اول

نوشته شده توسط :ماه كوچك
یکشنبه 8 اسفند 1389-12:31 ب.ظ

دیدم به خواب دوش كه ماهی بر آمدی
كز عكس روی او شب هجران سر آمدی
 یه مطلبی تو وبلاگ جوجه كلاغ عزیز دیروز خواندم در باره خواب های وبلاگی و صد البته این مطلب اصلا بازی نبود اما از اونجایی كه ما دلمان برای بازی های وبلاگی بسیار بسیار بسیار تنگ شده بود آنرا به فال نیك گرفته و تبدیل به بازی اش نمودیم... بازی به این صورت است كه در مرحله ی اول اگر تا بحال خواب دوستان وبلاگیتان را دیده اید آنها را می نویسید كه من از مرحله اول معاف می باشم.... اما در مرحله دوم می گویید كه دوست دارید چه كسانی را در خواب ببینید و تصور می كنید كه چه خوابی درباره اشان خواهید دید... و آنها را در خواب چگونه می بینید و از این حرفها:

در مورد من اول از همه فكر می كنم خواب مریم بانو رو ببینم ... خواب می بینم كه با هم تو یه اتاق خوابم نشستیم جفتمون چشمامون خیسه ولی جفتمون داریم لبخند می زنیم و همدیگه رو دلداری می دیم... شاید اصلا نیازی به حرف زدن بینمون نباشه همین كه كنار همدیگه هستیم همدیگه رو درك می كنیم...

نفر دوم آگاپه ی عزیزه... فكر كنم خواب ببینم باهاش رفتم تظاهرات شایدم تو یه جمع نشستیم و بحث سیاسی می كنیم....

نفر سوم كوسه جنوبه... خواب یه اقیانوس رو می بینم كه رو یه قایق شكسته توش گیر افتادم بعد یه كوسه بهم نزدیك میشه و منم از ترس در حال سكته ام كه یهو بهم میگه نترس من كوسه ی جنوبم اومدم نجاتت بدم...

نفر چهارم پرسه زن بانو... تو شنهای كنار دریای خزر داریم با هم وسطی بازی می كنیم...

نفر پنجم مستر آرامیس ... خواب می بینم با ایشون و ملودی تو یه اتاق پر از همستر هستیم و منتظریم كه جوجه كلاغ هم بیاد و كلی همستر بازی كنیم....

نفر ششم  مینو بانو با همدیگه تو كافی شاپ قبیله نشستیم داریم پیتزا مكزیكی می خوریم و فرانسوی با هم حرف می زنیم....

نفر هفتم بانوی ژورنالیسته كه می بینم قراره با هم برای یه سفر تحقیقاتی گزارشگری بریم دور دنیا....

نفر هشتم دریا دوست عزیزه... خواب می بینم دائم داره دعوام می كنه و بهم میگه من كه بهت گفته بودم داری اشتباه می ری ... داری اشتباه می كنی....

نفر نهمرها بانو... تو ماشین با هم نشستیم تو یه جاده سرسبز نمی دونم كجا می ریم اما همه اش داری می ریم...

نفر دهم مشتی ماشالله با هم تو كنسرت فریدون فروغی هستیم ...

نفر یازدهم سارا بانو خواب می بینم داریم با هم آشپزی می كنیم و از بخت بد همه ی ظرفا رو هی پشت سر هم می شكونیم...

نفر دوازدهمفلوت زن.. كنسرت یانی جفتمون داریم عشق می كنیم.... كه یهو فلوت زن میره رو صحنه و كلی هنرنمایی می كنه و منم هی افتخار می كنم كه این دوست منه ها....

نفرات سیزدهم  میس و مستر خب... خواب می بینم تو عروسیشونم اون دو تا هم اصلا به نظر نمیاد عروس و داماد باشن بیشتر دوتا كوچولوی شیطون و عاشقن

نفرات چهاردهمآقا و خانم هویج فكر كنم خوابشان را در یك انبار هویج باید ببینم اما نه ... خواب می بینم با خانم هویج داریم سر یه پروژه بحث می كنیم و بعد كه بحثمون تموم شد به این نتیجه می رسیم كه پروژه رو ول كنیم و بریم هویج بستنی بخوریم..

نفر پانزدهم جوجه كلاغه... كه خواب می بینم باهاش رفتیم تو حیاط اولدوز اینا بازی كنیم ....

دلم میخواد بقیه لیست رو هم بنویسم اما Duty Calls واسه همین برم به كارام برسم و بقیه اش بمونه برای بعد...


همه ی لیست دوستان به این بازی دعوتن ها... (لطفا خواب من رو هم ببینید... اما به خوابم عادت نكنین...) راستی نوشته ها هم ترتیب خاصی نداره همینطوری كه به ذهنم رسیده نوشتم....


به مخاطب خاص نوشت: باز هم همان قصه ی همیشگی... خسته ایم دیگر از گفتن حرف های تكراری....


به خدای مهربون نوشت: همه می گن منتظر بازگشت ما هستی... همیشه... اما این بازگشت به معنی رسیدن ما به مرحله ی مرگ نیست... بلكه رسیدن ما به مرحله ی تكامله... به شناخت ما از خودمون و خدایی تو... كمكم كن بشناسم خودمو... كمكم كن خدایی تو رو بشناسم....





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:


كد تقویم

Check Page Rank of your Web site pages instantly:

This page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service

كد آهنگ ابی
پوست شیر

free counters





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس